حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

384

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

به همراهى هشت نفر از قريهء گوتوند كه جمع بختيارى است اجناسى به جهت فروش مىبرديم در پشتكوه بختيارى كسب كنيم . فيما بين نقره و چم‌شور كه خاك بختيارى است ، جمعى از طايفهء ديركوند بر سر قافلهء ما ريخت . دو نفر از ما را با گلوله مجروح كردند و مال و الاغ‌هاى ما را بردند و ما اغلب از دزدها را شناختيم دير كوند بودند . من اين حرف را قبول نكردم . چنين تصور كردم كه ، در اين موقع كه جلوى ايل بختيارى نزديك شوشتر رسيده ، ديركوند چگونه جرأت مىكند 25 فرسخ راه بيايد از پهلوى محل‌هاى ابواب‌جمعى بختيارى و وسط خاك عربستان عبور كند برود در خط معتبر بختيارى الاغ و مال ببرد و آدم مجروح كند . اصرار كردند كه دو نفر درويش دزفولى هم همراه بودند ، دو الاغ داشتند ، دنبال دزدها را گرفتند و رد به رد رفته‌اند . من نايب رضا را مأمور كردم رفت خدا كرم خان بختيارى پسر على رضا خان را كه قراسوران راه شوشتر الى دزفول است ، با 20 سوار برداشت همراه برد سر زد . يكسر به خط مستقيم رفتند تا از رودخانهء دزفول گذشته ، معلوم شد ، در مراجعت آمده‌اند بعد از گذشتن از رودخانهء دزفول در صالح‌آباد كه سر راه لرستان است ، با توپچىهاى مستحفظ صالح‌آباد هم زد و خوردى كرده و از آنجا آن دو نفر درويش هم از آن‌ها جدا شده آمده‌اند شهر و تفسير را به حاج حسن خان نقل كرده‌اند . من به ملاحظهء جناب ناظم خلوت به حاج حسن خان نوشتم اسمى از اين مطلب نبرد تا خوانين بختيارى بيايند خودشان به وضع امنيت تلافى كنند . ولى نوشتم كه خودت كاغذى به رؤساى ديركوند بنويس كه ، بنا نبود شما جسارت را به جائى برسانيد كه به خاك عربستان داخل شويد و مال عربستان را ببريد . بعد از اين اگر احدى از شما در داخلهء خاك عربستان بدست افتاديد ، غير از كشتن كار ديگرى با شما نخواهم كرد . حضرات در جواب به حاج حسن خان نوشته بودند كه ، چون ما با اهالى قلعه‌شهى كه بختيارى هستند گروكشى داشتيم ، رفتيم در خاك بختيارى عوض گروى خودمان را گرفتيم . باز حاج حسن خان نوشته بود ، مال شوشترى و دزفولى را بفرستيد بياورند ، مال گوتوندى بماند تا حاج ايلخانى بيايد . در اين بين خبر تغيير لرستان رسيد و به همان حالت ماند . از قرار شرحى كه امروز حاج حسن خان نوشته بود - نسخهء او را از براى اطلاع آن فرزند فرستادم - الحمد لله سارق را در شهر دزفول گرفته است و در حبس است . انشاء الله تمام مال را خواهم گرفت . ابتدا گمان من اين بود كه چون اغلب اين قافلهء گوتوندى رعيت حاج ايلخانى است ، عمدا نسبت اين كار را به ديركوند مىدهند و يقينا سارق از طوايف بختيارى است . به خيال كسى نمىگذشت كه ديركوند چنين جسارتى بكند . بعد هم كه بر خودمان محقق شد ، خيال كردم اگر اظهار كنم ، جناب ناظم خلوت نسبت تهمت و بدنام كردن و غرض مىدهد ؛ ساكت بودم . حالا الحمد لله اين‌طور اقبال مساعدت كرد كه در داخلهء عربستان كسى قدرت اين حركات را نكند . از اول ماه صفر هم پسر ميرزا آقا خان را كه با عملجات خود از جانكى آمده بود پناه به من آورده بود ، با بيست سوار براى جلوگيرى ايلات لرستان به دزفول فرستادم كه بيرون‌ها روز و شب در گردش باشند .